3 درس کارآفرینی از بروس لی

3 درس کارآفرینی از بروس لی

وقتی در مورد رویکرد بروس لی صحبت می کنم ، من به طور خاص به Jeet Kune Do (JKD) ، هنرهای رزمی و فلسفه ای که او توسعه داده است ، اشاره می کنم. در کانتونی ، Jeet Kune Do به معنای “راه مشت رهگیر” است و مردم در مورد آن به عنوان “سبک” بروس لی صحبت می کنند ، اما در واقع ، سبک او این بود که اصلاً سبک ندارد. بنیاد بروس لی اصل JKD را چنین توصیف می کند: هیچ محدودیتی وجود ندارد.

فلسفه لی در هنگام توسعه JKD ساده بود: آنچه مفید است را جذب کنید ، آنچه را که نیست حذف کنید و آنچه را که مختص خود شماست اضافه کنید. او برای ایجاد JKD ، تمام هنرهای رزمی موجود را مطالعه کرد و آنچه را که می توانست از آنها استفاده کند ، سپس چیزهایی را که احساس می کرد کار نمی کنند را دور انداخت و حرکات منحصر به فرد خود را اضافه کرد. سرانجام ، این روند فکری به همان اندازه اهمیت یافت که همان هنرهای رزمی مهم او بود.

من اکنون سالها لی و JKD را مطالعه کرده ام و فلسفه او را به عنوان بخشی از استراتژی تجارت خود پذیرفته ام. من فکر می کنم این روند فکری است که پشت سر بیشتر مشاغل موفق ، وجود دارد.

1-برای موفقیت در تجارت نیازی نیست محصول کاملاً جدیدی اختراع کنید:

به عنوان مثال استیو جابز را در نظر بگیرید. او دستگاه دیجیتالی جدیدی اختراع نکرد ، تلفن همراه یا حتی اولین رایانه را یا دستگاهی که آهنگ پخش کند. او بهترین قسمتهای موجود را انتخاب کرد ، از شر چیزهای بد خلاص شد و پیچ و تاب خودش را اضافه کرد. این چیزی است که اپل را بسیار خوب کرده است.با این اوصاف ، شما نیازی نیست که استیو جابز باشید یا برای خودتان از کتاب بروس لی برگی بردارید.

2-بر ایجاد نقاط قوت تمرکز کنید ، نه اینکه نقاط ضعف را پوشش دهید.

همه ما می توانیم از فلسفه لی ، اخلاق در کار و تمرکز بیش از حد برای بهترین بودن در زمینه تخصص خود یاد بگیریم. لی به جای اینکه روی نقاط ضعف خود تمرکز کند ، دائماً از نقاط قوت خود استفاده می کرد و من فکر می کنم تکیه بر آنچه شما در آن مهارت دارید و ایجاد شرکت خود بر این اساس ، یک تاکتیک هوشمندانه برای هر کارآفرینی است.

اگر در جنبه خاصی از کسب و کار خود مهارت ندارید ، کسی را استخدام کنید که هرچه زودتر از عهده آن برآید! وقت ارزشمند خود را از دست ندهید تا خودتان آن را برطرف کنید.

لی برای تبدیل شدن به یک استاد مطلق در هنر خود تلاش کرد و در تجارت شما باید به اندازه ای متمرکز باشید تا ایده را به پروژه ، پروژه را به محصول و محصول را به تجارت تبدیل کنید. با یادی دوباره از استیو جابز ، او فهمید که عملکرد او به عنوان یک کارشناس فروش و ایده پرداز بسیار بهتر از یک مهندس نرم افزار یا رایانه است. استیو وزنیاک این ضعف را پر کرد و با هم 1 + 1 = 3.

3-برای رسیدن به موفقیت محدودیتی وجود ندارد

بروس لی می گفت: “اگر همیشه در همه کارهایی که انجام می دهید ، از نظر جسمی یا هر کار دیگری محدودیت بگذارید ،” این به کار شما و زندگی شما سرایت می کند. هیچ محدودیتی وجود ندارد. فقط سطوح صاف وجود دارد و شما نباید در آنجا بمانید ، باید از آنها فراتر بروید. “

یک نمونه مدرن از انسانی که با این فلسفه زندگی می کند ، الون ماسک است. ماسک توانایی این را دارد که اجازه ندهد کسی اعتقادات محدود کننده ای به او داشته باشد. او هر محدودیتی را رد می کند و به سادگی می پرسد ، “چرا نه؟” چرا یک شرکت تجاری نمی تواند موشک های بزرگی بسازد و به ماه برود؟ چرا وسایل نقلیه الکتریکی نمی توانند برد طولانی داشته باشند و به راحتی اتومبیل های بنزینی باشند؟ چرا نمی توان ذهن انسان را به یک کامپیوتر متصل کرد تا ورودی سریع تری داشته باشد؟ چرا ما نمی توانیم یک تونل زیر زمین حفاری کنیم و ماشین ها را سریعتر از شهری به شهر دیگر منتقل کنیم؟

در نهایت:

یکی از موانع بزرگی که کارآفرینان باید بر آن غلبه کنند این است که درک کنند می توانند یک شرکت موفق بسازند و زندگی که آرزوی آن را داشته اند داشته باشند.

اگر بلافاصله به چنین چیزی نرسیدید ، کافی است به آن فکر کنید ، زیرا برای موفقیت باید این فکر را همیشه در ذهن خود نگه دارید. در غیر این صورت ، شک بر شما غلبه خواهد کرد و نمی توانید دوران سخت را پشت سر بگذارید.

ممکن است شما دوست داشته باشید