تفاوت بین ایده خوب و تجارت خوب

تفاوت بین ایده خوب و تجارت خوب

انسان ها به عنوان تکامل یافته ترین گونه در کل جهان شناخته می شوند. ذهن ما دائماً در حال فعالیت است و به فکر راه حل های خلاقانه برای حل مشکلات ما است. حتی بعضی اوقات رویاهای ما نیز ایده های عالی به نظر می رسند. با توجه به اینکه ما در یک دوره کارآفرینی زندگی می کنیم ، افرادی که در فکر یک ایده عالی هستند اغلب آن را تبدیل به یک امپراتوری عظیم می کنند. در اینجا چند نمونه از ایده های ساده وجود دارد که منجر به ایجاد مشاغل عالی شده اند:

مارک زاکربرگ می خواست یک برنامه کوچک برای تعامل اجتماعی بین دوستانش به نام Facemash راه اندازی کند که در نهایت به بزرگترین سایت شبکه اجتماعی به نام Facebook تبدیل شد

مایکل بلومبرگ که در وال استریت کار می کرد خیلی زود فهمید که شرکت های مالی برای اطلاعات قابل اعتماد تجاری ، پول زیادی می پردازند. بلومبرگ با بیش از 8 میلیارد دلار درآمد سالانه ، هم اکنون یکی از بزرگترین شرکتهای اطلاعاتی رسانه ای و مالی است

جک ما با علاقه به اینترنت ، وب سایتی را راه اندازی کرد که در آن فروشندگان به راحتی می توانند محصولات خود را ارسال کنند و مشتریان می توانند مستقیماً از آنها خرید کنند. علی بابا کار خود را آغاز کرد و تا سال 1999 ، 5 میلیون دلار از گلدمن ساکس و 20 میلیون دلار از سافت بانک کسب کرد

وارون آگاروال و دوستش در یک کافه با هم ملاقات کردند و ایده ای را روی یک دستمال کاغذی نوشتند. این ایده تبدیل به یک تجارت میلیون دلاری به نام Alma Matter شد

این نشان می دهد که کوچکترین ایده ها نیز می توانند به بزرگترین شرکت ها تبدیل شوند. با این حال ، هر ایده ای نمی تواند یک تجارت باشد. یک بار بیل گیتس گفت “خوشحال می شوم اگر بتوانم غذا را از اینترنت دانلود کنم ، اما این امکان پذیر نیست”. با توجه به این ، ما نمی توانیم برای هر ایده ای کسب و کار ایجاد کنیم.

در این مقاله ، ما آزمایشات خاصی را که باید قبل از شروع سفر برای تبدیل ایده خود به یک تجارت میلیون دلاری انجام دهید و تفاوت بین ایده خوب و تجارت خوب را شرح داده ایم.

آیا می توانید آن را اجرا کنید؟

هر ایده ای که مطلوب باشد قابل اجرا نیست. به عنوان مثال ، ایده دانلود غذای بیل گیتس بدون شک عالی است ، اما عملاً غیرممکن است. ما توانایی و نرم افزاری برای ایجاد چنین سیستمی نداریم. از این رو ، هر راه حل ظاهرا عالی قابل اجرا نیست. وقتی ایده به ذهن شما خطور می کند ، اولین چیزی که باید بپرسید این است که آیا می توانید این محصول را ایجاد کنید یا خیر؟ اگر بله ، ابتدا یک نمونه اولیه ایجاد کنید و از مفید بودن راه حل ها مطمئن باشید. سپس ، می توانید به آزمون بعدی بروید.

آیا نیازی به آن وجود دارد؟

اکنون که دانستید محصول شما کار می کند ، باید تعیین کنید که آیا نیازی به آن وجود دارد یا خیر. اصطلاح “یک اندازه برای همه مناسب نیست” در مورد محصول بیشترین کاربرد را دارد. هر شخصی منحصر به فرد است. آنها سلیقه ، دوست داشتن و دوست نداشتن خود را دارند. آنها همچنین با راه حل های خود با مشکلات روبرو می شوند و راه حلهای متناسب با نیازهای خود را دوست دارند.

به عنوان مثال ، یک بطری کوچک قابل حمل که آب را گرم نگه می دارد ممکن است برای فنجان قهوه صبحگاهی شما کافی باشد. اما برای شخصی که آن را با شیر دوست دارد مفید نخواهد بود. از این رو ، شما باید بفهمید که آیا بازار بالقوه یا تقاضای محصول شما وجود دارد. بخاطر داشته باشید که اکثر مردم حتی تا زمانی که چیزی به آنها معرفی نشود حتی نمی دانند که به آن احتیاج دارند.

آیا قبل از اینکه مارک زاکربرگ شما را قانع کند که راه حل او بهتر است ، برای معاشرت به فیس بوک احتیاج داشتید؟ بهترین راه برای تعیین پتانسیل محصول پرسش از مردم است. از دوستان ، خانواده یا حتی یک غریبه که قدم می زند ، نظرسنجی کنید. به هر حال ، هر چقدر محصول شما عالی باشد ، در صورت عدم تقاضا ، فروش نخواهد داشت.

آیا می توانید آن را دوباره بسازید؟

بله ، شما یک بار با موفقیت محصول خود را ایجاد کردید. اما ، آیا می توانید با حفظ همان سطح کیفیت ، محصول را بیش از یک میلیون بار دیگرایجاد کنید؟ به عنوان مثال ، شما ممکن است یک ظرف غذای عالی برای مصرف خود ، یا حتی برای خانواده بزرگ خود ایجاد کرده باشید. اما ، آیا می توانید هر بار قبل از راه اندازی رستورانی که مشتریان به آنجا می آیند و هر بار انتظار کیفیت یکسان را دارند ، آن را دوباره بسازید؟ علاوه بر این ، شما باید هزینه های تولید مجدد محصول را چندین بار در نظر بگیرید. مقیاس پذیری عاملی است که اکثر مردم نادیده می گیرند ، اما ضروری است. به هر حال اگر شما قادر به فروش چیزی نیستید ، مشتری چه فایده ای دارد.

آیا قبلاً انجام شده است؟

بازار فعلی مملو از محصولات مختلف است ، به حدی که حتی شرکت های بزرگ نیز درگیر رقابت هستند. اگر کالای خاصی را ایده پردازی کرده باشید ، به احتمال زیاد شخص دیگری نیز این کار را کرده است. بنابراین ، تعیین اینکه آیا محصول شما از قبل در بازار موجود است ضروری است.اگر محصول شما از قبل موجود است ، باید راهی پیدا کنید که محصول شما آن را بهتر انجام دهد. روالی را پیدا کنید که باعث شود محصول شما از آنچه در حال حاضر وجود دارد متمایز باشد.

آیا محصول شما ایمن است؟

اینترنت و تمام اطلاعات موجود فقط با یک لمس باعث شده است که مصرف کنندگان به طور روزافزونی از موارد ایمن و ناامن آگاه شوند. علاوه بر این ، به دلیل این آگاهی مصرف کننده ، دولت نیز اقدامات مختلفی را انجام می دهد تا اطمینان حاصل کند که یک محصول از تمام اقدامات احتیاطی بهداشتی لازم پیروی می کند. در غیر این صورت ، آنها خیلی سریع این محصولات را ممنوع می کنند. از این رو ، انجام آزمایشات متعدد و کسب گواهینامه هایی که اعلام کنند محصول شما برای استفاده بی خطر است ، مهم است.

مردم چقدر حاضر به پرداخت هزینه هستند؟

تست نهایی که باید در نظر بگیرید ، قیمت مناسب محصول است. این تا حد زیادی بستگی به دسته بندی محصول شما دارد. به طور کلی ، سه نوع دسته بندی وجود دارد. محصولات ضروری ، محصولات خوب و اقلام لوکس. مواد غذایی ، پوشاک و غیره در دسته محصولات مورد نیاز است. اگر در صنعت دیگری فعالیت می کنید ، محصول شما در دسته محصولات خوب یا لوکس قرار می گیرد. هزینه محصول شما شاخص اصلی تعیین کننده است. بنابراین ، دریابید که مشتریان چه مقدار مایل به پرداخت هزینه محصول شما هستند. سپس ، مشخص کنید هزینه تولید محصول چقدر خواهد بود. اگر هزینه توسعه ، هزینه تولید محصول را توجیه نکند ، تجارت ناموفق خواهد بود.

هیچ دو شغلی یکسان نیستند و در حالی که هیچ کتاب قانونی درست و غلط را در بخش تجارت تعیین نمی کند ، اما همیشه تصمیمات معقول و منطقی وجود دارد که باید برای اطمینان از موفقیت در کسب و کار خود تنظیم کنید. از این آزمون ها به عنوان راهنمای شروع استفاده کنید تا مطمئن شوید ایده شما چیزی است که می تواند شما را میلیونر کند!

ممکن است شما دوست داشته باشید